سفرنامه خانم نهال تهران به وان

سفرنامه خانم نهال تهران به وان : از مدتها پیش سفر نامه های وان رو خونده بودم و دوست داشتم یک سفر به وان داشته باشم تا اینکه بهترین فرصت رو سه روز تعطیلی اردیبهشت دیدم . و در عرض دو روز شروع کردم به جمع اوری اطلاعات از وان ( که اینجا جا داره از آقای ضربی به خاطر اطلاعات مفیدشون تشکر کنم.) و خیلی ضربتی تصمیم گرفتیم که دو روز بعد یعنی چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۹۴ به وان سفر کنیم .

جناب آقای همسر اول می گفت که چون بار اوله با تور بریم ولی نظر من این بود که با ون های لب مرز بریم و یک تجربه هم هست. سفرنامه خانم نهال تهران به وان

و تصمیم گرفتیم چون بار اوله بچه ها رو نبریم . خلاصه روز سه شنبه ساعت ۲ ظهر از تهران حرکت کردیم به سمت تبریز و چون هنوز هوا روشن بود که به تبریز رسیدیم تصمیم گرفنیم تا خوی بریم تا بیشتر مسیر رو رفته باشیم . شب ساعت ۱۰:۳۰ به خوی رسیدیم و مستقیم به هتل زمرد که یکی از دوستان پیشنهاد داده بودند رفتیم . (هزینه اقامت در این هتل برای دو نفر شبی ۱۲۰هزار تومان بود ).

صبح ساعت ۸:۳۰ بعد از صرف صبحانه به سمت مرز رازی راه افتادیم که جاده ای پر پیچ و خم و کمی ناهموار داشت ولی اذیت کننده نبود.

بعد از ۱ ساعت به مرز رازی رسیدیم و در آنجا در پارکینگ ماشین رو پارک کرده و به سمت کیوسکهای مرز راه افتادیم .(هزینه پارکینگ شبی ۶ هزار تومان بود.)

از انجایی که به ما گفته بودند پرداخت خروجی در مرزبه صرفه تر از پرداخت آن در تهران است جناب اقای همسر به کیوسک بانک رفت تا عوارض رو پرداخت کند و من هم در صف مهر کردن پاسپورتها رفتم تا در زمان صرفه جویی کنیم و کمی هم اطلاعات از دوستانی که در صف بودند گرفتم جو هم کاملا خانوادگی بود و اکثرا دوستان آذری زبان بودند که به گفته خودشان مرتب به وان رفته و خریدهایشان را از انجا انجام میدادند.

بعد از نیم ساعت جناب همسر با فیشها امد و من هم به اول صف رسیده بودم و پاسپورتها رو مهر زدند و وارد صفر مرزی و بعد کیوسکهای مرز ترکیه شدیم و بعد هم بیرون ، ون ها منتظر بودند که ما هم سوار یکی از انها که تقریبا پر شده بود شدیم .

(هزینه ون تا وان نفری ۲۰ لیر )جاده رازی تا وان هم کمی ناصاف ولی سر راست بود .

بعد از حدود ۱ ساعت وارد شهر وان شدیم .ابتدای شهر حالت روستا داشت و هنوز بقایای زلزله را میشد در آن دید . ولی کم کم که جلو میرفتیم خیابان و خانه ها بیشتر به شهر شبیه میشد.

ون ما رو در یکی از کوچه پس کوچه ها جلوی دفتر خودشون پیاده کرد و ما هم سر در گم ,ولی با بی زبانی سعی کردیم اول خیابان اصلی را پیدا کنیم. بعد در طی مسیربه چند هتل سر زدیم و قیمت گرفتیم که هتل  semira به نظر بد نبود و شبی ۸۰ لیر برای اتاق ۲ تخته بود ولی ما گفتیم چند تا هتل دیگه هم بپرسیم بعد اگر نبود همین رو اکی کنیم .

هتل ماوی تونا هم خوب بود و شبی ۱۰۰ لیر بود دوباره برگشتیم هتل سمیرا ولی پر شده بود وارد خیابان جمهوریت که شدیم یک هتل به نام آدا پالاس وان بود که رزوشن آن تقریبا به فارسی تسلط داشت برای اتاق دونفره شبی ۱۰۰ لیر می گفت که با چانه ما شبی ۸۰ لیر گرفتیم .

پس از تحویل گرفتن اتاق و کمی استراحت بیرون رفتیم .جای هتل خوب بود و به مراکز خرید دسترسی داشت.

ابتدا به صرافی رفتیم و مقداری دلار چنج کردیم .(با توجه به اینکه ساعت وان یک ساعت و نیم از ایران عقب است بعد از آن همه گشتن برای هتل تازه ساعت ۱:۳۰ ظهر بود ) ما اول به کینگ برگر  رفتیم تا ناهار بخوریم و کمی انرژی بگیریم غذایی که سفارش دادیم یک پکیج از چند مدل فست فود و سالاد بود .

رستوران در تقاطع جمهوریت و کاظم کارا بکیر قرار داشت . بعد از صرف غذا از خیابان کاظم کارا بکیر شروع کردیم به گشتن و از آنجا که  اولویت خرید من لباس مجلسی بود به فروشگاه بروچ رفتیم که لباسهای خوبی داشت و من بالاخره تونستم از اونجا یک لباس مجلسی بخرم . که توی اف قیمتش ۲۹۵ لیر بود . بعد هم به فروشگاه های دیگه رفتیم و بیشتر قیمت میگرفتیم تا خرید . سپس به هتل برگشته و کمی استراحت کرده و دوباره به کینگ برگر رفتیم و یک پرس فیله سوخاری گرفتیم .

با توجه به اینکه در طی روز هله هوله و بستنی سنتی خورده بودیم سیر بودیم . (یک پرس فیله سوخاری ۸ لیر).

شب با خستگی که داشتیم خوابیدیم و صبح زود به رستوران هتل رفتیم صبحانه هتل بد نبود و شامل تخم مرغ پخته کالباس ۲ نوع پنیر و زیتون و چند نوع مربا و شکلات صبحانه بود . بعد از خوردن صبحانه تصمیم گرفتیم امروز رو به خیابان جمهوریت اختصاص بدیم . اکثر برندها هم در این خیابان بودند . ساعت ۹:۳۰ بود که مغازه ها در حال باز شدن بودند .

اول اقای همسر از یک مغازه یک پیراهن جین خرید بعد به LCW رفتیم که تازه باز شده بود و خلوت بود خلاصه تا نزدیکیهای ظهر در LCW بودیم و کلی خرید کردیم بعد هم به فروشگاه Defactoرفتیم و از انجا هم خریدهای خوبی داشتیم مخصوصا برای بچه ها و آقای همسر(اکثر ایرانی ها از این ۲ مغازه عمده خریدهاشون رو انجام میدن ) بعد هم به ماوی رفتیم و از اونجا هم چند تیکه خرید کردیم سپس به یک رستوران رفتیم و دونر کباب پرسی خوردیم سر در این رستوران به فارسی به ایرانی ها خوش امد گفته بود . (قیمت ۱ پرس دونر کباب با نوشابه ۱۶ لیر ).

سپس به هتل رفتیم و وسایل رو گذاشتیم و گفتیم تا هوا تاریک نشده به دریاچه وان هم سری بزنیم .

انتهای خیابان جمهوریت یک پنج راهی بود به نام بش یول که پرسون پرسون ون های اسکله رو پیدا کردیم و سوار شدیم و به سمت اسکله رفتیم تا اسکله حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه راه بود و هزینه ون نفری ۱ و نیم لیر . در طی مسیر خانه های ویلایی و اپارتمانهای جالبی بود و بعضی قسمتها مانند شهرک بود . بعد از پیاده شدن یک مسیری رو پیاده رفتیم تا به اسکله رسیدیم و جای ویژه و خاصی نبود و یک بلوار مانند بود و روبروی دریاچه صندلی گذاشته بودند .

بعد از ۱ ساعتی نشستن و هله هوله خوردن دوباره همان مسیر رو پیاده تا سر خیابان آمدیم و سوار ون شدیم و دوباره در همان خیابان جمهوریت به فروشگاه ها سر زدیم و این بار به فروشگاه  Koton رفتیم ولی با توجه به اینکه اکثر خریدها رو انجام داده بودیم چیز زیادی از اونجا نخریدیم بیشتر برای بچه ها خرید کردیم . ولی جنسهای خوبی داشت .

برای شام به یک رستوران کوچک رفته و ساندویچ کوفته سفارش دادیم که خیلی هم خوشمزه بود.(نفری ۶ لیر) بعد هم به هتل رفتیم و وسایل رو جمع کردیم و خوابیدیم و صبح ساعت ۸ بعد از خوردن صبحانه به پاتوق ون ها ( همان جایی که پیاده شده بودیم ) رفتیم ولی فقط ۴ نفر مسافر بود و تا ساعت ۱۰:۳۰ معطل شدیم تا یک ون امد و ۵ نفر رو هم از دم در هتل هاشون سوار کردیم .

بعد از پر شدن ون به سمت مرز رازی حرکت کردیم و اولین مسافرهایی بودیم که از مرز رد شدیم و خیلی راحت بدون اینکه ساکها رو بگردند به خاک ایران وارد شدیم و سوار ماشین خودمان شدیم و به سمت تهران حرکت کردیم .

کانال تلگرام سفر زمینی به ترکیه

در پایان باید بگم که مردم وان انسانهای بسیار خونگرم و خوش برخوردی بودند و اکثر مردم مسلمان هستند . در شهر و مکانهای عمومی نوشیدن مشروبات الکلی جرم هست ولی فروشگاه ها این نوشیدنی ها رو برای فروش دارند . پایان سفرنامه خانم نهال تهران به وان

اگر برای اولین بار میخواهید به وان سفر کنید حتما بخوانید

3 دیدگاه دربارهٔ «سفرنامه خانم نهال تهران به وان;

  1. سلام خدمت آقای ضربی و سایر دوستان که تجربیاتشون را بیان کردند. لطفاً در خصوص کسانی هم که به دنبال غذای حلال هستند توصیح دهید.

     آیا از این نظر مشکلی نداریم؟ اگر کسی بخواهد تفریح سالم و خانوادگی داشته باشه مشکلی ندار؟

    1. سلام

      چون ترکیه کشور مسلمانیست ، بنابر این عموم غذای مورد استفاده حلال است . مگر اینکه کسی اختصاصا بدنبال غذای غیر حلال باشد

      در مورد سوال دوم هم بنظرم درست مطرح نشده است . فکر نکنم در هیچ جای دنیا اگر کسی دنبال تفریح سالم باشه براش مشکلی پیش بیاد از جمله ترکیه

      و صد البته اگر دنبال تفریحات ناسالم باشه بروز مشکل محتمل تر هست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل