این سفرنامه، روایت یک سفر خانوادگی از قزوین به وان در زمستان سال ۱۳۹۳ است؛ سفری که از خوی و مرز رازی آغاز شد و با تجربه عبور از مرز، انتخاب هتل، خرید از فروشگاههای وان، بارش سنگین برف و بازدید از ساحل دریاچه وان ادامه پیدا کرد.
یادداشت بهروزرسانی در ۸ مرداد ۱۴۰۵: قیمتها، نام بعضی فروشگاهها، وضعیت هتلها، کرایهها و شرایط مرز در این نوشته مربوط به بهمن ۱۳۹۳ است و نباید مبنای برنامهریزی سفر امروز قرار گیرد. پایانه مرزی رازی و گذرگاه کاپیکوی پس از این سفر توسعه یافتهاند؛ بنابراین توصیف ازدحام، کانکس و تعداد محدود گیتها فقط وضعیت همان زمان را نشان میدهد.
براساس اطلاعات منتشرشده در ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساختمان جدید پایانه رازی در سال ۱۴۰۲ به بهرهبرداری رسیده و دارای ۶ گیت ورود و ۶ گیت خروج مسافری است. با وجود توسعه زیرساختها، حجم تردد در بعضی روزها همچنان زیاد است؛ بنابراین وضعیت مرز، ساعت فعالیت، شرایط جاده و وسیله نقلیه را پیش از حرکت بررسی کنید.
هشدار قیمت: تمام مبالغ داخل این سفرنامه، قیمتهای گزارششده در زمان سفر هستند. قیمتها تقریبی و متغیرند و بسته به تاریخ، شرایط بازار، نوع خدمات و ظرفیت ممکن است تغییر کنند.
خلاصه مسیر و برنامه سفر
- مبدأ: قزوین
- مسیر داخل ایران: قزوین، زنجان، تبریز، مرند، خوی، قطور و مرز رازی
- مسیر داخل ترکیه: کاپیکوی، سارای، اوزالپ و وان
- نوع سفر: خانوادگی با همسر و دختر چهار ساله
- زمان سفر: بهمن ۱۳۹۳
- وسیله نقلیه: خودروی شخصی تا خوی و ون مسافری از خوی تا وان
- موضوعات اصلی: عبور از مرز رازی، اقامت در وان، خرید، حملونقل شهری و بازدید از دریاچه وان
حرکت از قزوین به خوی
پس از حدود سه ماه تحقیق درباره سفر خانوادگی به وان و دو بار تغییر زمان سفر، سرانجام ساعت ۱۳:۳۰ دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ همراه همسر و دختر چهار سالهام از قزوین به مقصد خوی حرکت کردیم.
پیش از سفر، مطالب ترکتراول درباره وان، مرز رازی، هتلها و مراکز خرید را مطالعه کرده و روز قبل نیز برای هماهنگی حرکت ون با دفتر مسافربری در ترمینال خوی تماس گرفته بودم.
پس از حدود هشت ساعت رانندگی و عبور از زنجان، تبریز و مرند، نزدیک ساعت ۲۳ به خوی رسیدیم. با اینکه در این شهر آشنا داشتیم، ترجیح دادیم برای چند ساعت استراحت اقامتگاه مستقلی پیدا کنیم.
اقامت شبانه در خوی
ابتدا به هتل ثمین در نزدیکی ترمینال خوی مراجعه کردیم. مبلغ اعلامشده برای اتاق، کرایه یک شب کامل بود و با توجه به اینکه فقط چند ساعت قصد استراحت داشتیم، تصمیم گرفتیم گزینه دیگری پیدا کنیم.
دو مسافرخانهای که بررسی کردیم پارکینگ نداشتند و برای سفر خانوادگی مناسب به نظر نمیرسیدند. پس از پرسوجو از اهالی خوی، خانه معلم خیابان شریعتی را پیشنهاد کردند. در آن زمان اتاق تمیز، پارکینگ و قیمت مناسبی داشت و همانجا اقامت کردیم.
شب برای صرف شام در خیابان شریعتی قدم زدیم. جگرکیهایی که با منقل و زغال در خیابان فعالیت میکردند، فضای متفاوت و پرجنبوجوشی ایجاد کرده بودند. پس از شام به اقامتگاه برگشتیم تا برای حرکت صبح آماده شویم.
حرکت با ون از خوی به مرز رازی
صبح سهشنبه، حدود ساعت ۸ اتاق را تحویل دادیم و به ترمینال خوی رفتیم. خودرو را در پارکینگ گذاشتیم و پس از تحویل مشخصات مسافران به دفتر شرکت، منتظر حرکت ون ماندیم.
حدود ساعت ۹ ساکها را در قسمت بار قرار دادیم و حرکت کردیم. کرایهای که در آن زمان پرداخت کردیم برای هر نفر ۴۰ هزار تومان بود؛ مبلغی که صرفاً ارزش تاریخی دارد و هیچ ارتباطی با نرخهای امروز ندارد.
مسیر خوی تا مرز رازی کوهستانی و پرپیچوخم بود. پس از عبور از قطور و توقف کوتاه برای سوختگیری، تقریباً یک ساعت بعد به پایانه مرزی رازی رسیدیم.
تجربه شلوغی مرز رازی در سال ۱۳۹۳
با توجه به اینکه وسط هفته و فصل سرد بود، انتظار داشتیم مرز خلوت باشد؛ اما با جمعیت زیادی روبهرو شدیم. طبق توضیحی که همان روز از برخی حاضران شنیدیم، بخشی از ازدحام به تردد مرزنشینان و فعالیتهای مرتبط با بازارچه مرزی مربوط بود. امکان تأیید مستقل جزئیات این موضوع برای همان تاریخ وجود ندارد و این بخش فقط روایت مشاهدات و شنیدههای نویسنده سفرنامه است.
ساختمان مسافری مرز در آن زمان ظرفیت محدودی داشت و صف منظم اولیه، با ورود گروههای متعدد بهسرعت فشرده شد. حدود یک ساعت و نیم در فضای شلوغ منتظر ماندیم. حضور در چنین ازدحامی برای دختر خردسالمان دشوار بود و همین موضوع عبور از بخش ایرانی مرز را به پراسترسترین قسمت سفر تبدیل کرد.
در سمت ترکیه نیز مسافران زیادی منتظر کنترل گذرنامه بودند. راننده ون، مدارک مسافران را برای انجام گروهی تشریفات ورود پیگیری کرد و پس از پایان کنترلها به سمت خودرو رفتیم.
نکته ایمنی: در سفرهای امروزی، گذرنامه و مدارک خود را فقط به مأمور رسمی یا مسئول مشخص شرکت حملونقل معتبر تحویل دهید و تا پایان مراحل، محل نگهداری مدارک را زیر نظر داشته باشید.
درگیری در محوطه مرزی
هنگامی که مشغول قراردادن وسایل داخل ون بودیم، میان چند نفر در محوطه بیرونی درگیری رخ داد و تعداد افراد حاضر در نزاع بهسرعت افزایش پیدا کرد. برای مدتی تردد متوقف شد و ما نیز برای دورماندن از محل درگیری، کنار خودرو منتظر ماندیم.
پس از آرامترشدن شرایط و بازشدن مسیر، راننده حرکت کرد و وارد جاده کاپیکوی به وان شدیم. این اتفاق تجربهای غیرعادی در همان روز بود و نباید آن را تصویری دائمی از مرز یا مردم منطقه دانست.
مسیر کاپیکوی تا وان
بعد از حدود دو ساعت و نیم انتظار و تنش مرزی، ورود به جاده آرام و برفی کاپیکوی حس بسیار خوبی داشت. مسیر داخل ترکیه نسبتاً خلوت بود و در مقایسه با جاده خوی به رازی، سطح هموارتر و پیچهای کمتری داشت.
چند کیلومتر پس از مرز، دامنههای پوشیده از برف دیده میشدند؛ درحالیکه در بخشهایی از مسیر ایران برف چندانی وجود نداشت. در طول راه از سارای و سپس اوزالپ عبور کردیم و مناظر زمستانی اطراف جاده، یکی از زیباترین بخشهای این سفر بود.
سرانجام حدود ساعت ۱۲ به وقت ترکیه به وان رسیدیم. حاشیه شهر در نگاه اول چندان متفاوت به نظر نمیرسید، اما با نزدیکشدن به مرکز وان، فروشگاهها، رفتوآمد مردم و جنبوجوش خیابانهای اصلی فضای کاملاً متفاوتی ایجاد کرد.
انتخاب هتل در وان
قبل از سفر، هتل آکدامار را بهعنوان انتخاب اول و هتلهای فواد و یاقوت را بهعنوان گزینههای بعدی در نظر گرفته بودم. یکی از مسافران نیز هتل رویال بِرک را پیشنهاد کرد و برای اطلاع از قیمت با آنجا تماس گرفت.
پس از ورود به وان، به هتل آکدامار رفتیم. در آن زمان ابتدا برای اتاق دو تخته شبی ۱۶۰ لیر اعلام شد و پس از مذاکره، قیمت تا ۱۲۰ لیر کاهش یافت. ازآنجاکه با بودجه ما هماهنگ نبود، به هتل فواد رفتیم.
در هتل فواد نیز قیمت اولیه اتاق دو تخته ۱۲۰ لیر بود. پس از مذاکره و اشاره به اینکه هتل را از طریق مطالب ترکتراول شناختهایم، اتاق را شبی ۸۰ لیر گرفتیم. این قیمت فقط مربوط به بهمن ۱۳۹۳ است و وضعیت فعلی هتل، امکانات، مدیریت و نرخ اتاق باید مستقیماً بررسی شود.
نخستین گشتوگذار و خرید در وان
پس از کمی استراحت، برای تبدیل ارز، صرف غذا و آشنایی اولیه با مرکز شهر از هتل بیرون رفتیم. در اطراف هتل چند پاساژ و فروشگاه موبایل وجود داشت و حضور فروشگاههای پوشاک، غذاخوریها و فستفودها در خیابانهای مرکزی جلب توجه میکرد.
برای تبدیل دلار به لیر به خیابان جمهوریت رفتیم. نرخ تبدیل در چند صرافی متفاوت بود و در نهایت هر دلار را با نرخ ۲٫۳۹ لیر تبدیل کردیم. این عدد فقط نرخ ثبتشده در روز سفر است.
برای غذا قصد داشتیم دونر سفارش بدهیم، اما دونر آن رستوران تمام شده بود و بهجای آن کوفتهکباب گرفتیم. استفاده متعادل از ادویه و طعم متفاوت غذا برای ما جالب بود.
بعد از غذا وارد خیابان کاظم کارابکیر شدیم. نخستین فروشگاهی که بررسی کردیم ViAR بود که در آن زمان تنوع زیاد و قیمتهای نسبتاً مناسبی داشت. پس از خرید مختصر، به فروشگاهی در همان محدوده رفتیم و چند تکه لباس دیگر خریدیم.
قصد داشتیم همان شب به DeFacto هم برویم، اما به دلیل خستگی ناشی از مسیر و معطلی مرز، ادامه خرید را به روز بعد موکول کردیم.
روز دوم؛ خرید از DeFacto، Mavi و LC Waikiki
صبح چهارشنبه ۱۵ بهمن، پس از صرف صبحانه هتل، خرید را از DeFacto آغاز کردیم. تفکیک طبقات یا بخشهای لباس کودک، زنانه و مردانه، انتخاب را برای یک خانواده آسانتر میکرد.
پس از خرید چند تکه لباس برای خودمان و دخترمان، دوباره به ViAR سر زدیم و مقداری لباس و سوغات خریدیم. در همان روز یک پالتوی تخفیفخورده را با قیمت ۲۴ لیر خریدیم که در آن زمان برایمان معامله مناسبی بود.
در ادامه به فروشگاه وان پارک رفتیم و پس از آن برای استراحت و گذاشتن خریدها به هتل برگشتیم.
تجربه خرید از Mavi
در خیابان جمهوریت وارد فروشگاه Mavi شدیم. کیفیت و طراحی لباسهای این برند در مقایسه با برخی فروشگاههایی که دیده بودیم بهتر بود، اما قیمتها نیز بالاتر بودند. یک شلوار جین را با قیمت ۷۰ لیر خریدیم و خرید پالتو را به بعد موکول کردیم.
هنگام خروج از فروشگاه، بارش برف آغاز شد. از دیدن برف خوشحال بودیم، اما نگرانی بستهشدن مسیر یا ایجاد مشکل در بازگشت نیز وجود داشت. به همین دلیل تصمیم گرفتیم بخشی از پول سفر را برای شرایط پیشبینینشده نگه داریم.
ناهار و خرید از LC Waikiki
نزدیک ساعت ۱۴ برای ناهار به یکی از رستورانها رفتیم و این بار موفق شدیم دونر سفارش بدهیم. پس از غذا، درحالیکه بارش برف شدیدتر شده بود، به فروشگاه LC Waikiki رسیدیم.
دخترمان خسته شده و خوابش برده بود؛ بنابراین بخش زیادی از زمان خرید را در گوشهای نشستم و از او مراقبت کردم. در پایان، یک کفش زمستانی برای خودم و کفش و چند تکه لباس برای دختر و همسرم خریدیم.
تجربه خرید از میگروس در شب برفی
بعد از گذاشتن خریدها در هتل، تصمیم گرفتیم برای خرید مواد غذایی و وسایل روزمره به میگروس برویم. برای رسیدن به فروشگاه، کنار خیابان کاظم کارابکیر منتظر اتوبوس شدیم. بیشتر خودروها شلوغ بودند تا اینکه سرانجام سوار اتوبوسی شدیم که کرایه آن در آن زمان برای هر نفر ۱٫۵ لیر بود.
در میگروس میوه، تنقلات، نوشیدنی، شکلات، بیسکویت، قهوه، شامپو، صابون و چند وسیله دیگر خریدیم. هنگام پرداخت، صندوقدار درباره کارت مشتریان میگروس سؤال کرد، اما چون با شیوه استفاده از آن آشنا نبودم، کارت را نگرفتم.
بعداً متوجه شدم این کارت برای استفاده از بعضی تخفیفها و مزایای باشگاه مشتریان بوده است. برنامهها و شرایط باشگاه مشتریان میگروس در طول سالها تغییر کرده و در حال حاضر باید جزئیات عضویت و تخفیفهای «Money» را از وبسایت رسمی میگروس بررسی کرد.
بازگشت به هتل زیر بارش سنگین برف
هنگام خروج از فروشگاه، برف شدیدی باریده و خیابانها خلوت شده بود. دخترم در بغلم خوابیده بود و کیسههای خرید زیادی همراهمان بود؛ بنابراین تصمیم گرفتیم با تاکسی به هتل برگردیم.
در همان زمان، رانندهای میانسال توقف کرد و پیشنهاد داد ما را به هتل برساند. پس از گفتوگوی کوتاه سوار شدیم و او با احترام ما را مقابل هتل پیاده کرد. این کمک برای ما خاطره خوشی ساخت، اما تصمیم ما در آن شرایط یک تجربه شخصی بود و توصیه عمومی محسوب نمیشود. در سفر خانوادگی بهتر است از تاکسی رسمی یا وسیله نقلیه قابلشناسایی استفاده شود.
روز پایانی و رفتن به ساحل دریاچه وان
صبح پنجشنبه، پس از بارش شدید شب قبل، نگران وضعیت جاده بودم؛ اما هوا آفتابی و آسمان صاف شده بود. پس از صبحانه تصمیم گرفتیم به ساحل دریاچه وان برویم.
طبق راهنمایی مردم محلی، ابتدا به میدان بشیول رفتیم و از آنجا سوار اتوبوسی شدیم که روی آن نام «İskeles» نوشته شده بود. تصور میکردیم اتوبوس مستقیماً ما را کنار ساحل پیاده میکند، اما مسیر وارد محلههای مسکونی شد و در نهایت به ایستگاه پایانی نزدیک زندان رسید.
وقتی به راننده توضیح دادیم مسافر ایرانی هستیم و قصد رفتن به ساحل را داریم، گفت باید زودتر مقصد را اعلام میکردیم. در مسیر برگشت، ما را در نزدیکترین محل مناسب پیاده کرد و از آنجا حدود بیست دقیقه تا ساحل پیاده رفتیم.
اسکله در آن روز زمستانی، وسط هفته و ساعت نسبتاً خلوت، بسیار آرام و کمرفتوآمد بود. حدود نیم ساعت کنار دریاچه ماندیم، چند عکس گرفتیم و سپس با ون به میدان بشیول برگشتیم.
مسیرها و شماره خطوط اتوبوس وان طی سالها تغییر کردهاند. برای رفتن به اسکله، قلعه وان یا محلههای ساحلی، بهتر است پیش از حرکت مسیر و ساعت بهروز اتوبوسها را در سامانه شهرداری وان یا برنامههای مسیریابی بررسی کنید.
آخرین خریدها از Koton و Colin’s
بعد از ناهار و کمی استراحت، برای آخرین دور خرید به Koton رفتیم. تنوع پوشاک و ترکیب کیفیت و قیمت برایمان جذاب بود و افسوس خوردیم که چرا این فروشگاه را در ابتدای سفر بررسی نکرده بودیم.
یک شلوار و کاپشن برای همسرم و یک کاپشن بچگانه برای دخترمان خریدیم. قیمتهای ثبتشده در سفرنامه بهترتیب ۴۵، ۸۰ و ۴۵ لیر بود. با این خرید تقریباً بودجه تعیینشده برای خرید تمام شد.
پس از خروج از Koton، سری هم به Colin’s زدیم. کیفیت اجناس مناسب بود، اما قیمتها تقریباً در محدوده Mavi قرار داشت و به دلیل پایان بودجه خرید، چیزی نخریدیم. فروشگاههای FLO و مرکز خرید آیدین پریهان نیز در فهرست ما بودند، اما فرصت بازدید از آنها فراهم نشد.
هزینههای ثبتشده در این سفرنامه
| خدمت یا خرید | مبلغ گزارششده در بهمن ۱۳۹۳ |
|---|---|
| اقامت در خانه معلم خوی | ۳۰ هزار تومان |
| ون خوی به وان | برای هر نفر ۴۰ هزار تومان |
| هتل فواد وان | شبی ۸۰ لیر برای اتاق دو تخته پس از مذاکره |
| نرخ تبدیل دلار | هر دلار ۲٫۳۹ لیر |
| اتوبوس شهری وان | برای هر نفر ۱٫۵ لیر |
| شلوار جین Mavi | ۷۰ لیر |
| خریدهای Koton | بین ۴۵ تا ۸۰ لیر برای هر قلم |
این جدول آرشیوی است. برای اطلاع از هزینه واقعی سفر، قیمت هتل، کرایه ون، نرخ حملونقل و قیمت فروشگاهها باید اطلاعات همان روز سفر بررسی شود.
جمعبندی این سفر خانوادگی به وان
این سفر ترکیبی از تجربههای متفاوت بود: رانندگی طولانی تا خوی، اقامت کوتاه شبانه، شلوغی مرز قدیمی رازی، جاده برفی کاپیکوی، جستوجوی هتل، خرید از برندهای مختلف، آشنایی با حملونقل شهری و بازدیدی کوتاه از دریاچه وان.
مهمترین درس سفر برای من این بود که تحقیق پیش از حرکت، مقایسه قیمتها، حفظ مقداری پول برای اتفاقهای پیشبینینشده و مشخصکردن مسیرهای شهری، میتواند بخش زیادی از نگرانیهای یک سفر خانوادگی را کاهش دهد.
از سوی دیگر، تجربه ما نشان داد برنامه سفر با کودک باید انعطافپذیر باشد. خستگی، سرمای هوا، انتظار در مرز و طولانیشدن خریدها ممکن است برنامه اولیه را تغییر دهد؛ بنابراین زمان استراحت و مسیرهای کوتاهتر را باید جدی گرفت.