این سفرنامه، روایت یک سفر زمینی به وان با هدف خرید است؛ سفری که از مرز رازی شروع شد، با خرید از مرکز شهر و Van AVM ادامه پیدا کرد، به دردسر جدی بر سر تحویل اتاق هتل رسید و در نهایت با یک بازگشت پراسترس به مرز تمام شد.
ارزش این روایت در همین جزئیات واقعی است: پیدا کردن وسیله از مرز تا وان، جستوجوی هتل بدون رزرو قبلی، خرید در مرکز شهر، اختلاف با هتل و دردسر هماهنگی وسیله برگشت.
شروع سفر؛ از تبریز تا مرز رازی
خیلی وقت بود که من و همسرم تصمیم گرفته بودیم این بار برای خرید، وان را امتحان کنیم. قبل از آن بیشتر برای خرید به ایغدیر میرفتیم.
طبق توصیههایی که آن زمان گرفته بودیم، عوارض خروج را در تبریز پرداخت کردیم تا در مرز معطل نشویم. ساعت حدود ۸:۳۰ به نزدیکی قطور رسیدیم و برای صبحانه حدود ۲۰ دقیقه توقف کردیم.
بعد دوباره راه افتادیم و به مرز رازی رسیدیم. ماشین را در پارکینگ شهرداری گذاشتیم؛ هرچند بعداً از انتخابمان چندان راضی نبودیم و احساس کردیم پارکینگ دیگری که در محدوده مرزی وجود داشت شرایط بهتری داشت.
توجه: این توضیح مربوط به وضعیت پارکینگ در زمان سفر است و شرایط فعلی پارکینگ مرز رازی باید پیش از سفر بررسی شود.

صف مرز و اولین دردسر سفر
وارد سالن خروج شدیم و با صفی طولانی روبهرو شدیم. همان ابتدا فکر کردم احتمالاً زمان زیادی آنجا خواهیم ماند.
در همین هنگام فردی محلی پیشنهاد کرد در ازای دریافت مبلغی ما را بدون ایستادن در صف به گیت خروجی برساند. پیشنهاد را نپذیرفتم و برگشتم سر صف.
این تجربه هنوز یک درس کاربردی دارد: برای عبور از مرز فقط از مسیر رسمی و گیتهای قانونی استفاده کنید و پول یا مدارک خود را برای دور زدن صف به افراد ناشناس نسپارید.
در نهایت مراحل خروج انجام شد و وارد خاک ترکیه شدیم.
از کاپیکوی تا وان با ون
در سمت ترکیه سوار دولموش یا همان ون شدیم. بعد از چند دقیقه خودرو پر شد و راه افتادیم. راننده آرام میراند و در آن سفر رسیدن به وان حدود یک ساعت و ۴۵ دقیقه طول کشید.
این زمان مربوط به تجربه همان روز است؛ مدت مسیر امروز میتواند با توجه به شرایط جاده، ایستهای بازرسی، ترافیک و محل پیادهشدن متفاوت باشد.
جستوجوی هتل در وان بدون رزرو قبلی
بعد از رسیدن به وان، با کمک اطلاعاتی که داشتیم و Google Maps سراغ چند هتل رفتیم؛ از جمله سمیرا، یاقوت و فواد.
قیمتهایی که آن روز شنیدیم حدود ۴۵ لیر به بالا بود؛ رقمی که امروز صرفاً ارزش تاریخی دارد و هیچ ارتباطی با نرخ فعلی اقامت در وان ندارد.
انتخاب هتل تامارا
بعد به هتل تامارا رفتیم. نویسنده این سفرنامه در زمان سفر آن را یک هتل چهارستاره میدانست. در پذیرش، خانمی به نام ملک ابتدا نرخ دیگری اعلام کرد و سپس پیشنهاد داد با تخفیف، برای هر نفر شبی ۵۰ لیر پرداخت کنیم.
چون تفاوت قیمت با هتلهای قبلی کم بود و اتاقها هم در نگاه اول مناسب به نظر میرسیدند، تامارا را انتخاب کردیم.
اتاقی که نشانمان دادند بزرگ و مرتب بود. پاسپورتها و هزینه اقامت را تحویل دادیم و گفتند تا آمادهشدن اتاقها میتوانیم در لابی استراحت کنیم و اتاق حدود ساعت یک تحویل داده خواهد شد.
بعد از حدود نیم ساعت، پذیرش پیشنهاد کرد برای خرید به شهر برویم و چمدانها پس از آمادهشدن اتاق به اتاق منتقل خواهد شد. ما هم قبول کردیم و برای خرید بیرون رفتیم.
خرید در مرکز وان و Van AVM
ابتدا فروشگاههای مرکز شهر را نگاه کردیم؛ برندهایی مثل DeFacto، Mavi، Polo و LC Waikiki.
بعد از دیدن چند فروشگاه، برای ناهار از یکی از اهالی درباره رستوران خوب سؤال کردیم. او رستورانی در محدوده تقاطع جمهوریت و کاظم کارابکیر را پیشنهاد کرد.

ورودی رستوران خیلی بزرگ نبود، اما طبقه بالا فضای تمیز و دلبازی داشت. بهمحض نشستن، میز با انواع سالاد، نان محلی و چیکوفته پر شد.
در ابتدا فکر کردیم همه این موارد به حسابمان اضافه میشود، اما گارسون توضیح داد که بخشی از آنها پذیرایی رستوران است.

سه پرس دونر و سه پرس لاهماجون سفارش دادیم. قیمت ثبتشده در سفرنامه برای هر پرس حدود ۱۳ لیر بود.
این قیمت فقط بخشی از خاطره سفر است و برای مقایسه قیمت غذای امروز وان قابل استفاده نیست.


چهار ساعت خرید در LC Waikiki
بعد از غذا راهی Van AVM شدیم. حدود ساعت دو وارد LC Waikiki شدیم و نزدیک ساعت شش بیرون آمدیم. بخش زیادی از خریدهایمان را همانجا انجام دادیم.
آن زمان نویسنده با حدود ۴۰۰ لیر مقدار قابلتوجهی پوشاک خرید و آن را در مقایسه با قیمت ایران بسیار مناسب میدانست.
این مقایسه نیز کاملاً مربوط به اقتصاد همان سال است. نرخ لیر، قیمت پوشاک و اختلاف قیمت ایران و ترکیه از آن زمان بهشدت تغییر کرده و این رقم نباید مبنای تصمیم خرید امروز باشد.
بازگشت به هتل؛ اتاقی که دیگر وجود نداشت
حدود ساعت هشت شب، خسته از خرید به هتل برگشتیم؛ اما با بدترین اتفاق ممکن روبهرو شدیم: چمدانهای ما هنوز در لابی بود و اتاقی تحویل داده نشد.
متوجه شدیم اتاقهایی که قرار بود به ما تحویل داده شود، در اختیار مسافران دیگری قرار گرفته است.
بعد از تقریباً ۱۶ ساعت سفر و خرید، این اتفاق واقعاً غیرقابلتحمل بود.
درخواست کردم مسئول هتل یا مدیریت موضوع را حل کند. بحث بالا گرفت و در نهایت مأموران امنیتی نیز آمدند. توضیح داده شد که اختلاف مربوط به خدمات هتل باید از مسیر مربوط به شکایت پیگیری شود.

پیشنهاد انتقال به هتل دیگر
سرانجام پذیرش گفت برایمان هتل دیگری در نزدیکی پیدا کرده است.
یکی از کارکنان همراه ما آمد و با چمدانها به سمت محل اقامت جدید راه افتادیم. بعد از حدود ده دقیقه پیادهروی به یک هتلآپارتمان رسیدیم که با چیزی که انتظار داشتیم تفاوت زیادی داشت.
آن گزینه را قبول نکردیم و دوباره به هتل تامارا برگشتیم.
اعتراض شدید؛ بخشی از روایت که امروز توصیه نمیکنیم
خستگی و عصبانیت بالا گرفته بود و هنگام بازگشت به هتل با صدای بلند اعتراض کردم و چمدانم را به زمین کوبیدم. سر و صدا باعث شد مسافران دیگر نیز متوجه موضوع شوند و بعضی از آنها مشکلات خودشان با هتل را مطرح کنند.
انتقال به هتل منوا
بعد از ادامه مذاکره، مسئول هتل هماهنگ کرد خودرویی ما را به محل دیگری منتقل کند.
از مسیر مرکز شهر به حوالی میدان بشیول رفتیم و سرانجام به هتل Menua رسیدیم.
در زمان این سفر، هتل تازهتأسیس و بسیار تمیز به نظر میرسید. با صاحب هتل که علی نام داشت زود صمیمی شدیم و برخورد کارکنان هم بسیار بهتر بود.
اتاقها مرتب بودند و وسایل پذیرایی ساده مثل چایساز و چای کیسهای داشتند.
بالاخره اتاق را تحویل گرفتیم؛ هرچند خرید شبانهای که برایش برنامه داشتیم از دست رفته بود.
حدود ساعت ۱۰:۳۰ شب چای خوردیم و تصمیم گرفتیم فقط استراحت کنیم.
صبح روز دوم؛ خریدهای دقیقه آخری
صبح حدود ساعت هشت برای صبحانه رفتیم. از نظر نویسنده، صبحانه سادهتر از چیزی بود که از هتل انتظار داشت.
ساعت ۹ با رانندهای که روز قبل ما را آورده بود تماس گرفتیم و قرار شد حدود ساعت ۱۳:۳۰ برای برگشت به مرز سراغمان بیاید.
با خیال راحت دوباره به شهر رفتیم تا خریدهای باقیمانده را انجام دهیم.
بخش عمده خرید من تمام شده بود اما خریدهای همسرم، بهخصوص لباس مجلسی و بعضی وسایل خانه و سوغاتی، هنوز باقی مانده بود.
تجربه تعطیلی فروشگاهها در زمان نماز جمعه
در همان سفر، نزدیک زمان نماز جمعه تعدادی از فروشگاههایی که قصد خرید از آنها را داشتیم تعطیل شدند و گفته شد پس از نماز دوباره باز خواهند شد. همین موضوع زمانبندی ما را بههم زد.
راننده رفت؛ نگرانی برای رسیدن به مرز
قرار بود راننده ساعت ۱۳:۳۰ دنبالمان بیاید. وقتی خبری نشد با هتل تماس گرفتیم و فهمیدیم راننده زودتر آمده، ما را پیدا نکرده و رفته است.
با یک شرکت حملونقل تماس گرفتیم. یک خودرو پیشنهاد کرد با مبلغی بیشتر ما را به مرز ببرد، اما قبول نکردیم.
کارکنان هتل برای کمک با راننده دیگری تماس گرفتند و قرار شد جلوی یکی از هتلهای مرکز شهر منتظر بمانیم.
حدود ساعت ۱۴:۲۵ یک ون خالی برای ما آمد. راننده که یوسف نام داشت تلاش میکرد هرچه سریعتر ما را به مرز برساند.
رانندگی پرخطر برای رسیدن به مرز
نویسنده سفرنامه سرعت ون را بسیار بالا توصیف کرده است. در نسخه اولیه حتی عدد ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت آمده بود که همان زمان نیز تحریریه ترکتراول درباره دقت آن تردید داشته و آن را احتمالاً توصیفی از «خیلی سریع رفتن» دانسته بود.
در ادامه مسیر نیز راننده برای جلوگیری از تأخیر از یک مسیر فرعی استفاده کرد.
آخرین مسافران مرز
در روایت نویسنده، حدود ساعت ۱۵:۲۰ به مرز رسیدیم و تقریباً آخرین مسافرانی بودیم که آن روز عبور کردیم.
راننده شماره تماس و کارت شرکتش را داد تا اگر دوباره به وان آمدیم بتوانیم از خدماتشان استفاده کنیم.
با همه دردسرها، اختلاف هتل، نگرانی برگشت و خریدهایی که نیمهکاره ماند، نتیجه نهایی نویسنده همان چیزی بود که عنوان سفرنامه میگفت:
«دردسر داشت، اما به رفتنش میارزید.»
از این سفرنامه چه چیزی هنوز برای مسافر امروز مفید است؟
- برای سفرهای کوتاه، زمان رفتوبرگشت تا مرز را محافظهکارانه برنامهریزی کنید.
- برای دور زدن صف مرزی به افراد ناشناس پول ندهید.
- قیمتها و ساعتهای یک سفرنامه قدیمی را مبنای سفر امروز قرار ندهید.
- هماهنگی شفاهی هتل، جای تأیید روشن و قابل استناد رزرو را نمیگیرد.
- برای بازگشت از وان، ساعت و محل حرکت خودرو را با راننده دقیق و ترجیحاً مکتوب هماهنگ کنید.
- در اختلاف با هتل، مستندسازی و پیگیری رسمی بهتر از درگیری و عصبانیت است.
- برای رسیدن به مرز، ایمنی را فدای چند دقیقه زمان نکنید.
اگر نمیخواهید تجربه پیدا کردن هتل بعد از رسیدن به وان تکرار شود: قبل از حرکت میتوانید تاریخ سفر و تعداد نفرات را اعلام کنید تا وضعیت اقامت مناسب برای سفرتان بررسی شود.
یک نکته درباره قیمتهای این سفرنامه
تمام ارقامی مانند ۱۳، ۲۵، ۴۵، ۵۰، ۱۱۰ و ۴۰۰ لیر یا مبالغ تومانی ذکرشده، قیمتهای تاریخی زمان سفر هستند. نرخ ارز، کرایه حملونقل، قیمت غذا، پوشاک و هتل در وان متغیر است و برای برنامهریزی مالی سفر امروز باید از اطلاعات بهروز استفاده شود.
سفرنامه شما هم میتواند به مسافران بعدی کمک کند
اگر تجربهای از سفر زمینی به وان، مرز رازی، هتلها، خرید یا حملونقل دارید، میتوانید آن را از طریق کانال تلگرام راهنمای سفر زمینی به ترکیه برای ترکتراول ارسال کنید.
سلام خیلی عالی بود مرسی . منم زیاد ایغدیر و وان میرم . ساکن تبریز هستم تقریبن ماهی دو بار یا یکبار حتمن میرم در طول سال. ممکنi خواهش کنم شماره راننده اقا یوسف رو برام لطف کنید؟
00 90 545 587 4237
خیلی به آدم استرس وارد میکنه و دید منفی نسبت به آدمهای اونجا.جالب نبود خیلی .هتل مقصر خودشون بودن که قبل تحویل اتاق رفتن بیرون.ماشین هم همینطور .دیر اقدام کردن
جالب و پر هیجان و درس آموز بود ، ممنون،از بیان صادقانه و ظریفتان
من فکر می کردم مرز ترکیه ساعت 5 بسته می شه. نه ساعت 3!
مرز ساعت 15 بسته نمیشه . احتمالا منظور این دئوستمون این بوده که بعد از رسیدن و ایستادن در صف و انجام تشریفات گمرکی که ممکنه دو سه ساعت طول بکشه مرز بسته شده – در هر حا ل مرز تا 17 فعال هست
سلام
من فکر میکنم منظورش سه به وقت ترکیه بودش که تقریبا درست هم هستش
سلام خیلی جالب و ماجرایی تعریف کردید ممنون .
آقا رضا برای 16 یا 17 یا 18 اسفند به صورت مجردی برای خرید میخام برم وان ، به نظرت زمان مناسبی هست؟ و تو خرید به نفعم میشه یا نه ؟ و اصلا به صرفه هست الان؟ آخه میگن نرو به صرفت نیست ! بازم اگر نظری داری که میتونه به دردم بخوره بگی ممنون میشم ضمنا از کانال تلگرام و سایتت خیلی استفاده کردم ، به همه پیشنهاد میکنم تو کانال تگرامت عضو بشن
ضمنا میتونم شماره ات را داشته باشم ؟ راهنمایی بگیرم
سلام
بله زمان خوبی برای استفاده از تخفیفات پوشاک زمستانی هست
از طریق کانال تلگرام میتوانید با من در ارتباط باشید
با سلام
میخواستم بدونم کرایه ی پارکینگ مه ماشین رو گذاشتن داخلش چقدر بود؟
شبی 6 هزار تومان
سلام با تشکر از سایت جالبتون که خیلی مطالب مفیدی داره.
میخواستم بپرسم تخفیفات عید فطر قبل از عید هست یا بعد از عید ؟ و اینکه اگه بعد از عیدفطر هم تخفیفات ادامه داره تا چند روز بعد ادامه داره ؟ با تشکر
سلام
معمولا تخفیفات قبل از عید هست.
معمولا بعد از عید ادامه ندارند
سلام،ما خانوادگى(٤نفر)قصد سفر زمينى به وان رو در طول ماه رمضان داريم،بايد از الان اقدام به رزرو هتل بكنيم يا اينكه لازم نيست؟
سلام
نیازی به رزرو نیست و حضوری میتوانید بگیرید
ببخشید میشه از وان به استانبول رفت
بله
میشه
اقای ضربی الان که در ترکیه کودتا شده مرزها باز هستند و به راحتی میشه به وان سفر کرد؟ امن هست؟ چون بچه ی دو ساله داریم
سلام
مرز ها باز هستند اما در شرایط فعلی سفر به ترکیه توصیه نمیشه
جناب آقای ضربی
با سلام ٬ آیا اخیرا ( نیمه مرداد ) کسی بصورت زمینی به وان رفته ؟ آیا خبر دارید که مسیر امنه یا نه ؟ لطفا آخرین خبر را در سایت بنویسید .
سلام
بله – مرز ها باز است و رفت و آمد برقرار
اما ثبت نام و بردن تور ممنوع است
با سلام ایا دهه سوم شهریور ماه زمان مناسبی برای سفر به وان هست منظورم تخفیفات و افرهاست؟ مساله دوم ایا با ماشین شخصی بریم با توجه به کودتا امنیت داریم ؟
در حال حاضر و تا زمان اعلام عادی شدن شرایط از سوی مسئولین سفر به ترکیه توصیه نمی شود
ایشون بیشتر قسمت خالی لیوان رو دیدن. سفر میکنیم تا فقط زیبایی ها رو ببینیم و لذت ببریم. مطمئنا با کمی آرامش و خونسردی میشه کارهارو به بهترین شکل انجام داد. البته درک میکنم ما ایرانی ها زود به جوش میایم و دوست داریم همه چیز خیلی راحت به دستمون برسه!
ببخشید! خوبه که گفتین خسته بودین و شاید حواستون نبوده دردسر ساز شدین. قبول کنین توی اون شرایط مسافر زیاد بودن و شمام باید اتاق رو می گرفتین و وسایل می ذاشتین و بعد می رفتین خرید تا پیش نیاد اتاق نرفته چمدون توی لابی ول کردین رفتین خرید اونم در شرایطی که مسافر زیاده. از اول قصه تا آخرش مشخص بود شهر وان رو طوری جلوه دادین کسی زیاد نره. از کجا فهمیدی اون پسر محلی شیاد بوده؟!. خواهشن این مدلی حرف نزنین. البته شاید بوده یا نه، اما درست نیست در مورد دیگران بد قضاوت کنیم وقتی مطمن نیستیم. امیده حرفام رو سانسور نکنی و تاییدش کنی واسه بخش نظرات تا بفهمم چه قد صداقت دارین و اگه رد کنین پس متوجه بشین جریان وان خودتون مقصر بودین