این سفرنامه، روایت سفر خانم دنیا و همسرشان از تبریز به شهر وان در شهریور ۱۳۹۵ است. آنها از مرز رازی وارد ترکیه شدند، چهار شب در وان ماندند، از جزیره آکدامار بازدید کردند و بخش زیادی از سفرشان را به خرید و گشتوگذار در مرکز شهر اختصاص دادند.
آخرین بازبینی تحریریه: ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
آغاز سفر از تبریز به مرز رازی
ماهها بود که برای یک سفر چندروزه به وان همراه همسرم برنامهریزی میکردم. تقریباً سه ماه از گوگل مپ، سفرنامهها و کانال سفر زمینی به ترکیه کمک گرفتم تا مسیر و برنامه سفر را بشناسم.
ساعت ۴ صبح یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ از تبریز بهسمت مرز رازی حرکت کردیم. این سومین سفر ما به ترکیه بود، اما هنوز شوق زیادی داشتیم. تنها چیزی که ناراحتمان میکرد، جای خالی پسرهای خردسالمان بود که این بار همراه ما نیامده بودند.
حدود ساعت ۸ صبح به خوی رسیدیم و عوارض خروج از کشور را همانجا پرداخت کردیم. نزدیک ساعت ۹:۳۰ خودرو را در پارکینگ مرز گذاشتیم. چند نفر تلاش میکردند ما را برای ادامه مسیر سوار خودروهای خودشان کنند، اما چون از قبل درباره دولموشهای آنسوی مرز اطلاعات گرفته بودیم، پیشنهادشان را نپذیرفتیم.
با دو چمدان خالی و یک کولهپشتی سبک بهطرف ساختمان مرزی رفتیم. تعداد مسافران در نگاه اول متوسط بود، اما در صف افرادی را میدیدیم که تقریباً هیچ وسیله سفری همراه نداشتند.
در صف صحبتهایی درباره حمل بار همراه مسافر و پرداخت دستمزد به برخی افراد شنیدیم. این مطالب صرفاً شنیدههای همان روز ما بود و درباره قانونیبودن، سقف مجاز کالا یا مقررات گمرکی آن نمیتوان با استناد به این سفرنامه قضاوت کرد.
عبور از مرز رازی و رسیدن به وان
پس از ثبت مهر خروج در سمت ایران، وارد بخش کنترل گذرنامه ترکیه شدیم. صف با نردهها نظم داده شده بود و بدون مشکل خاصی از مرز عبور کردیم. ساعت ۱۱ به وقت ایران در خاک ترکیه بودیم.
حدود نیم ساعت منتظر ماندیم تا دولموش پر شود. نزدیک ساعت ۱۳ حوالی میدان بشیول وان از ون پیاده شدیم.
پیداکردن هتل در مرکز وان
همسرم تمام برنامهریزی سفر را به من سپرده بود. وقتی پرسید «حالا از کدام طرف برویم؟»، تازه متوجه شدم در یکی از کوچههای وان ایستادهام و بدون اینترنت حتی جهت حرکت را هم بهدرستی تشخیص نمیدهم.
گوگل مپ که ابزار اصلی من بود، بهدلیل نبود اینترنت کار نمیکرد. همانجا چند بار با خودم گفتم کاش نقشه آفلاین وان را پیش از سفر دانلود کرده بودم.
با توجه به جهت کوهها موقعیتمان را پیدا کردم و به خیابان جمهوریت رسیدیم. سپس برای دیدن چند هتل وارد کوچههای اطراف شدیم.
اولین هتل چندان به دلمان ننشست. قیمت اعلامی آن در سال ۱۳۹۵ برای هر نفر شبی ۴۰ لیر بود. چون چمدانها خالی و سبک بودند، تصمیم گرفتیم چند جای دیگر را نیز بررسی کنیم.
یکی از گزینهها هتل رویال برک در نزدیکی خیابان جمهوریت بود که برای هر نفر شبی ۵۵ لیر قیمت داد. همسرم پیشنهاد کرد هتل هالدی را هم ببینیم؛ هتلی که سال قبل همراه پسر دهماههمان در آن اقامت کرده بودیم.
پس از عبور از کوچه دمیرچیلر به هتل هالدی رسیدیم. پذیرش هتل ابتدا برای هر نفر ۷۰ لیر اعلام کرد و سپس نفری ۵ لیر تخفیف داد. در نهایت اتاقی را برای سه شب، شبی ۱۳۰ لیر گرفتیم.
کارمند هتل چمدانها را به اتاق ۳۰۱ منتقل کرد. کمی استراحت کردیم و وسایلمان را مرتب گذاشتیم.
ناهار و حرکت بهسوی جزیره آکدامار
برای ناهار از هتل بیرون آمدیم. از قبل رستوران گرند پیتزا را در برنامه گذاشته بودم و چون مسیر را در گوگل مپ دیده بودم، توانستم آن را پیدا کنم.
من همبرگر مخصوص همراه مرغ و مخلفات سفارش دادم و همسرم پیتزای تند گرفت. کیفیت غذا در مجموع قابل قبول بود، اما همبرگر برای من کوچک به نظر میرسید.

برنامه بعدی ما رفتن به جزیره آکدامار بود. بهسمت میدان بشیول حرکت کردیم. آن روز مغازههای کمی باز بودند و سکوت محسوسی بر شهر حاکم بود.
از بشیول و یک میدان کوچک دیگر عبور کردیم تا به محل حرکت دولموشها رسیدیم. مشکل این بود که لیر کافی نداشتیم. با کمک افراد حاضر، بخشی از دلارمان را تبدیل کردیم؛ البته نرخ تبدیل با نرخ هتل و نرخ اینترنتی تفاوت داشت.
کرایه دولموش در آن زمان برای هر نفر ۷ لیر بود. پس از حدود نیم ساعت به ساحل رسیدیم و سوار شناور شدیم. هوای خوب، منظره دریاچه و نزدیکشدن تدریجی به جزیره، این بخش از مسیر را به یکی از لذتبخشترین تجربههای سفر تبدیل کرد.
بازدید از جزیره و کلیسای آکدامار
حدود نیم ساعت بعد در جزیره پیاده شدیم. یکی از خدمه با اشاره به ساعت توضیح داد که یک ساعت برای گردش فرصت داریم و شناور ساعت ۱۸:۳۰ بازمیگردد.
در آن سفر برای ورود به محوطه نفری ۱۰ لیر پرداخت کردیم. کمی جلوتر بوفه، صندلیها و سپس ساختمان کلیسای تاریخی آکدامار دیده میشد.
چند دقیقه روی نیمکتهای چوبی نشستیم و منظره دریاچه را تماشا کردیم. آرامش جزیره و رفتار مردم محلی برایم دلنشین بود و باعث شد لحظاتی از شلوغی و نگرانیهای زندگی روزمره فاصله بگیرم.

پس از ورود به کلیسا، نقاشیها و حجاریهای دیوارهای بیرونی توجهمان را جلب کرد. تابلویی به زبانهای ترکی و انگلیسی درباره جزئیات نقوش توضیح میداد و من هر مقدار که متوجه میشدم، برای همسرم ترجمه میکردم.
داخل بنا چاهی دیدیم که یکی از افراد حاضر آن را «چاه آرزوها» معرفی کرد. این توضیح را همان زمان شنیدیم و درباره پیشینه تاریخی یا رسمی آن اطلاعی نداشتیم.
پس از بازدید از کلیسا و محوطه اطراف، بهسمت اسکله برگشتیم. شناور رأس ساعت ۱۸:۳۰ حرکت کرد و مسافران نیز بهموقع حاضر شده بودند.
هوا کمی سردتر شده بود. در مسیر برگشت همچنان به جزیره نگاه میکردیم و با خودمان قرار گذاشتیم دفعه بعد پسرهایمان را نیز همراه ببریم.
پس از رسیدن به اسکله، با دولموش دیگری بهسمت وان برگشتیم. در تجربه ما، رفتوبرگشت و بازدید از جزیره حدود چهار ساعت طول کشید و هزینه آن با قیمتهای سال ۱۳۹۵ برای هر نفر تقریباً ۳۵ لیر شد.
طبق اطلاعات فعلی اداره موزههای ترکیه، این مجموعه با عنوان «موزه یادمانی آکدامار» فعالیت میکند؛ اما ساعت بازدید، بهای ورودی و برنامه شناورها ممکن است تغییر کند و باید پیش از حرکت از منابع رسمی بررسی شود.
پایان روز اول در وان
وقتی از دولموش پیاده شدیم، هوا تاریک شده بود. از یک سوپرمارکت تنقلات و از نانوایی نان خریدیم. همچنین پنیر گیاهی معروف وان، یعنی اوتلو پنیر، و سیمیت گرفتیم تا شام سادهای در هتل داشته باشیم.

صبحانه وان و خرید از مرکز شهر
صبح زود بیدار شدم و پس از کمی بررسی نقشه، برای صبحانه به طبقه هفتم هتل رفتیم. صبحانه نسبت به اقامت قبلی ما مفصلتر شده بود و تجربه صبحانه معروف وان برایمان خاطرهانگیز شد.
حدود ساعت ۹:۳۰ بهسمت خیابان جمهوریت و مرکز خرید وان حرکت کردیم. چند ساعت از فروشگاههایی مانند دیفکتو و السی وایکیکی خرید کردیم.
برای کوتاهکردن شلوارهای خریداریشده از خدمات خیاطی مرکز خرید استفاده کردیم. آن زمان با دریافت برگه از صندوق، این کار بدون هزینه انجام شد؛ اما چنین خدماتی ممکن است در هر فروشگاه و دوره متفاوت باشد.
تا عصر مشغول خرید بودیم. پس از خروج از مرکز خرید به رستوران خلیل ابراهیم رفتیم و غذا خوردیم. دوغی که در ظرف مسی سنتی سرو شد، یکی از بخشهای دلچسب آن وعده بود.
پس از برگشت کوتاه به هتل و قراردادن خریدها در اتاق، دوباره بیرون رفتیم و تا حدود ساعت ۱۰ شب در فروشگاهها گشتیم.
خرید از بازار زیرزمینی بشیول
روز سوم تصمیم داشتیم باقی خریدها، از جمله لباس زنانه، کیف و کفش را تکمیل کنیم. ابتدا به مرکز خرید رفتیم و سپس بهسمت بازار زیرزمینی حوالی میدان بشیول حرکت کردیم؛ بازاری که به گفته افراد محلی پیشتر با نام آیدین شناخته میشد.
فضای بازار چندان تمیز و جذاب نبود، اما قیمت بعضی کفشهای بچگانه برایمان مناسب بود. چند مغازه لباس زنانه نیز در آنجا فعالیت میکردند.
در حوالی همان میدان دو ساندویچ دوروم مرغ خریدیم و در فضای سبز نشستیم. هنگام برگشت نیز از یک فروشگاه تعدادی تیشرت و پیراهن با تخفیف تهیه کردیم.
تجربه ما از تخفیف «دو تا بخر، سه تا ببر»
در بعضی فروشگاهها با تخفیفهایی روبهرو شدیم که در ظاهر به معنی خرید دو کالا و دریافت کالای سوم بود. بااینحال شیوه محاسبه همیشه یکسان نبود.
- گاهی کالای سوم با قیمتی مشابه دو کالای اول رایگان میشد.
- گاهی ارزانترین کالا از مبلغ نهایی کم میشد.
- در مواردی نیز انتخاب کالای هدیه یا سقف قیمت آن تابع مقررات دیگری بود.
بهتر است پیش از پرداخت دقیقاً از صندوق بپرسید کدام کالا رایگان یا مشمول تخفیف میشود و مبلغ نهایی چگونه محاسبه خواهد شد. نوشتههای روی تابلو یا برچسب فروشگاه نیز ممکن است شرطهای تکمیلی داشته باشند.
تمدید سفر و اقامت یکشب در هتل سمیرا
شب سوم خریدها را جمعوجور کرده بودیم، اما هنوز احساس میکردم سفر خیلی زود تمام شده است. پس از کمی حسابوکتاب تصمیم گرفتیم یک شب دیگر در وان بمانیم.
صبح از پذیرش هتل هالدی درخواست تمدید اتاق کردیم، اما اتاق خالی نداشتند. بنابراین تا زمان تحویل اتاق، چند هتل دیگر را دیدیم.
بعضی مکانها قیمت بسیار پایینی اعلام میکردند، اما از نظر کیفیت حتی در حد یک مسافرخانه معمولی هم نبودند. در نهایت هتل سمیرا را انتخاب کردیم و در آن زمان برای یک شب ۸۰ لیر پرداختیم.
اتاق بزرگ بود، اما امکانات و وضعیت نگهداری آن چندان رضایتبخش نبود. برای نمونه، شیر آب سرویس بهداشتی نیاز به تعمیر داشت و تا زمان خروج ما نیز درست نشد.
پس از تحویل اتاق دوباره برای خرید بیرون رفتیم. از شعبه تازهافتتاحشده یکی از فروشگاهها دیدن کردیم و سپس در کوچههای موازی خیابان جمهوریت و کاظم کارابکیر قدم زدیم.
بازگشت از وان به ایران
شب آخر دیر به هتل برگشتیم. در خیابان با چند دانشجو که جوراب میفروختند گفتوگوی کوتاهی داشتیم. یکی از جوانان به ما توصیه کرد به بخشی از محدوده میدان بشیول نرویم، زیرا به گفته او پلیس عملیاتی انجام داده بود. ما نیز برای احتیاط به هتل برگشتیم.
صبح روز بعد راهی مرز شدیم. مرز نسبتاً خلوت بود، اما در بخش گمرک بهدلیل حجم و نحوه چیدن لباسها در چمدان مدتی معطل شدیم. پس از بررسی وسایل و ثبت مهر ورود، به ایران برگشتیم و سفرمان را در تبریز به پایان رساندیم.
جمعبندی تجربه این سفر
در این سفر چهار شب در وان ماندیم، از آکدامار دیدن کردیم و زمان زیادی را به خرید در خیابان جمهوریت، مرکز خرید وان و بازار زیرزمینی بشیول اختصاص دادیم.
مهمترین درس سفر برای من، دانلود نقشه آفلاین پیش از عبور از مرز، همراهداشتن مقدار کافی لیر، بررسی چند گزینه پیش از انتخاب هتل و پرسیدن شرایط دقیق تخفیفها پیش از پرداخت بود.
با وجود برخی دشواریها، منظره دریاچه وان، آرامش جزیره آکدامار، صبحانه وان و قدمزدن در مرکز شهر، خاطرات خوشی از این سفر برایمان باقی گذاشت.
خواندن این سفرنامه تجربه بسیار خوبی بود آنقدر غرق در مطالب خواندنی آن بودم که وجود خودم را در داخل سفرنامه احساس می کردم اگر امکان دارد لطفاً بفرمایید هر نفر مجاز به آوردن چند کیلو بار می باشد.
هر نفر به میزان سیصد دلار یا معادل آن به سایر ارز ها
سلام ببخشید من مغازه دار هستم همیشه از واسطه میگرفتم الان میخوایم مستقیم بریم ترکیه . آیازمیشه مثل این دو نفر رفت و جنس اورد؟ چند کیلو میتونیم بیاریم ؟ آیا گمرک بهش میخوره؟
سلام
لطفا لینک زیر را مطالعه بفرمایید
http://www.turktravel.ir/?p=457
سلام سفرنامه جذابی بود ،کیف کردیم. کلمه درزی تو فارسی هم معنی خیاطه ، فامیلی درزی شمال ایران زیاده
عالی بود
سلام ممنون از اطلاعات خوبتون
یک سوال داشتم فاصله ی هتل هالدی تا مرکز شهر چقدره ؟ کرایه ی تاکسی اونجا گران هست؟
هتل هالدی در یکی از فرعی های خیابان جمهوریت است و در مرکز شهر واقع شده است
کرایه تاکسی در وان مانند استانبول گران نیست . معمولا مسیر های کوتاه کرایه ای بین ده تا پانزده لیره دارند
سلام خسته نباشین مطالب مفید بود مثل داستان بود انگار خودم تو واقعیت بودم. ببخشین سفر وان خیلی خطر داره؟ آخه میگن بمب تروریست داره ونا امنه درسته؟ بعد اگر ماه اردیبهشت و خرداد بریم جنس های تابستونی و زمستونی مناسب پیدا میشه یعنی غیر حراجم قیمتاش خیلی خوبه؟
سلام – وان در حال حاضر امن و امان است اما برای سفر اردیبهشت از الان بسیار زوده برای برنامه ریزی
با سلام. شما فرمودین "دلار یا یورو" رو برای ارز انتخاب کنم. آیا ارز دیگری نمیشه برد؟ از اونجایی که من مقداری پوند دارم از اون جهت سوال کردم. سوال دیگه های هم دارم و اون اینکه آیا در خود مرز (خاک ترکیه) صرافی وجود داره یا صرفا در شهر وان امکان مراجعه به صرافی هست؟
با تشکر
سلام
پوند هم میتونین ببرین
در مرز سمت ترکیه صرافی نیست و در خود شهر وان هست
وای خدای من. خیییلی عالی بود. منم عاشق سفر هستم. پارسال با همسم رفته بودیم پراگ اونجا رو اولین بار بود که دیده بودم اصلا بی نظیر بود. همسر جان برام از عطر و ادکلن سان تارا یک عطر سرد گرفته بود که الان هر وقت اسم سفر میاد یا طبیعتی رو می بینم دوباره اون بو، کل سفر رو برام تداعی می کنه.